کشورم افتخارم
هر چه بیشتر میگذره من هم بیشتر به ایرانی بودن خودم افتخار میکنم
وقتی میبینم چه خواهر و برادرای خوبی دارم به خانه خودم بیشتر علاقه مند میشم…
هر چه بیشتر میگذره من هم بیشتر به ایرانی بودن خودم افتخار میکنم
وقتی میبینم چه خواهر و برادرای خوبی دارم به خانه خودم بیشتر علاقه مند میشم…
به نام خدا
چشمم رو باز کردم رفتم سمت تلویزیون که روشن کنم و دعای سحر رو بزارم بخونه و سحری رو آماده کنم اما همین که تلویزیون رو روشن کردم با شنیدن اخبار خشکم زد خانواده از خواب بیدار شدن و سراسیمه از شنیدن خبر همه به سمت تلویزیون می اومدن وقتی دیدم واقعیت داره دیگه نمیتونستم خودم رو کنترل کنم زدم زیر گریه فقط و فقط گریه میکردم اون شب هیچ کدوم از خانواده نتونستن سحری بخورند اذان رو دادن و ما همچنان تو شوک بودیم و گریه میکردیم چند روزی کارمون شده بود گریه برای رهبر عزیزمان و کودکان شهر میناب تا چند روز بعد که اعلام کردن رهبر رو انتخاب کردن و آقا مجتبی خامنهای رو به عنوان رهبر اعلام کردن خیلی خوش حال بودیم از اینکه مسیر رهبر عزیزمان ادامه دار است چند روز هست که مدام با دوستان عزیز و همشهریان محترم دور میدان جمع میشویم تا دشمن بداند که اجازه ندارد که حتی گوشه چشمی به وطن ما نگاه کند من و تمام خواهر و برادران عزیز کشورم به میدان می آیم تا این را به دشمن بگوییم که خیال خام نداشته باشد و این را بداند که ما تا پای جان برای کشورمان میایستم و اجازه نمی دهیم که حتی وجبی از خاک کشورمان به دست شما بیفتد وعده ما ،مانند همیشه در خیابان برای حفظ و نگهداری کشور عزیزم با تمام خستگی پای تو می مانم وطن عزیزم تا پای جان….